کوچه بن بست و بی انتها
The infinite and dead end road of life
امروز میان ترم شیمی-صد و دو- از درس های علوم پایه را دارم و دیروز تا دیروقت کتابخانه دانشگاه نشستم و حسابی درس خواندم تا به خیال خودم دل مولایمان را با نمرات خوب شاد کنم. عید نوروز اگر وسط هفته باشد دیگر هیچ معنایی برای ایرانیان ساکن آمریکا ندارد. امسال شکر خدا یک شنبه بود و اینجا تعطیل بودیم. خیلی از دوستان لحظه سال تحویل زحمت کشیدند و پیغام تبریک فرستادند و یا لحظات بعد از سال تحویل زنگ زدند. خوبی زندگی در غربت و خصوصا در شهری که هم فرهنگت کم تر باشد این است که دید و بازدید عیدی درکار نیست و عیدی نباید بدی و نتیجتا عیدی هم نمیگیری! در اینجا بر عکس ایران، دو هفته شور و شوق سال نو وجود ندارد و فروردین و بهار همان حس و حال معمولی را دارد الا اینکه درختان سبز میشوند و برف ها آب! روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است از نوروز بگذریم، این رسم پیام نوروزی دادن را خیلی فراگیر شده به طوری که امسال نخست وزیر کانادا هم مثل اوباما پیغام تصویری داد و به سختی و با لهجه ای کج و معوج به فارسی "عید شما مبارک" گفت. اوباما اما غیر از تبریک عید رفت سراغ هدفش. از اسم های سختی که مجبور بود از رو بخواند بگیر تا ترجمه شعر یک خانم هیچ کدام تلخی این کلام : "که ما باشما جوانان هستیم" را شیرین نکرد. انقدر تلخی داشت این سخن. جوانان بحرین و فلسطین و لیبی و مصر و یمن و عربستان را هم نخواستیم، اول با جوانان خودتان باشید آقای رییس جمهور. جوانان آمریکایی در یک غالب عمومی بدون روحیه، مایوس و نا امید از آینده با تمام رفاهی که ظاهرا دارند، از شرایط سخت داخلی اقتصادی خسته اند. اگر چه به ظاهر رسانه ها چه دموکرات ها و چه جمهوری خواهها (از سی ان ان بگیر تا فاکس نیوز) تلاش مستمر دارند تا شرایط را خوب نشان داده و آمار را بیانگر بهبود نشان دهند. اما آنها که در این جامعه زندگی میکنند خوب میدانند که القصه هیچ بهبودی که نبوده شرایط بدتر هم شده است. فی المثل قیمت بنزین که طی یک ماه گذشته رشدی بالغ بر 75 سنت یعنی 750 تومان داشته است...
ما شبیه کشورهای جهان سوم به نظر می رسیم .کشف جالبی بود.حالا یک زلزله نه ریشتری ژاپن را لرزانده است.شدت و قدرت زلزله آنقدر زیاد بوده است که باعث شده است سرعت گردش زمین به دور خودش تغییر کند و سونامی آن تا آنور اقیانوس آرام و ساحل کالیفرنیا برود. راکتورهای اتمی فوکوشیما می توانند چرنوبیل و هیروشیمای دیگری خلق کنند. و مردم ژاپن در حال زندگی کردن هستند گزارشگر رادیوی ان پی آر با زن میانسالی صحبت کرد که با آرامش در حال جدا کردن کاغذ و پلاستیک در میان زباله های پناهگاهش بود تا برای بازیافت بفرستند. معلمی به خبرنگار گفت که عمری به تدریس در شهر مشغول بوده است و حالا نگران دانش آموزان سابقش هست که در میان گمشدگان هستند. دنیا در حال تحسین آرامش و متانت مردم ژاپن است. و همه دارند می پرسند چرا ژاپنی ها مغازه ها را غارت نمی کنندجک کافتری در وبلاگش این سوال را پرسیده است. و جوابها جالب هستند! گرگ از آرکانزاس، ناتاشا از ونکور، کن از نیوجرسی و بیز از پنسلوانیا و خیلی های دیگر فقط یک جواب دارند: حس غرور ملی و شرافت فردی. خوب است ملتی بتواند به مردم جهان نشان دهد که چیزهایی دارد که در هیچ زلزله ای نمی لرزند حتی اگر زلزله نه ریشتر باشد.
خدا انشالله امسال را سال ظهور یگانه منجی عدالت گستر(عج) قرار دهد.


