کوچه بن بست و بی انتها
The infinite and dead end road of life
بعد از اعلان آخرین تصمیمات دولت نهم در آخرین جلسه استانی هیئت دولت در آخرین سفر استانی مبنی بر تغییرات کابینه دولت دهم به برخی گمانه زنی ها چهره ی حقیقی پوشاند.سپس اولین انتقادات دلسوزانه و سازنده ی حامیان احمدی نژادکلید خورد.در پی این حرکت مفید در بین حامیان ایشان من دیشب نامه ای را به صورت ایمیل دریافت کردم که در خور توجه بود و خواندنش خالی از لطف نیست. متن نامه ی مذکور بدین شرح است: یا علی مدد» البته باید به دقت تحلیل شود و مورد بحث قرار گیرد که ملاک های احمدی نژاد و اولویت هایش برای چنین انتخابی چه بوده؟ و چه نقطه قوت هایی هم آقای رحیم مشایی داشته که باعث این تصمیم شده؟ به هر حال باید اذعان داشت رای به احمدی نژاد به معنی این نیست که ما بی آلایش انتقاد هامان را مطرح نکنیم و بر عکس انتقادپذیری بالای دولت احمدی نژاد یکی از دلایلی بود که به او رای دادیم. انشالله که این تصمیمات به خیر مملکت باشند. یاحق از روزی که با بالاترین آشنا شدم بيشتر از شش ماهی میگذرد. اوائل خیلی این ایده رو هوشمندانه میدونستم و مبدع این سایت رو تحسین میکردم. بعد تصمیم گرفتم که من هم عضوی از این خانواده باشم تا بتوانم لینک های مفیدی رو که ارزش دارند رو در اختیار دوستان بگذارم. هیچ کس دعوتنامه نداشت الا یکی از دوستان. خلاصه عضویت شروع شد. و من هم حسابی باز کزدم و شروع به فعالیت. بر اساس تفکرات، و ایمان به اینکه آزادی بیان باید در سایت هایی چون بالاترین پایه و مبنا و اساس باشد. و الان فرصت مناسبی است که بعضی از حرفهای نگفته را بزنم تا شاید … روزي كه با «بالاترين» آشنا شدم، فكر ميكردم اينجا احتمالا فرصتي هست براي حرف زدن. حرف زدن با ديگران. حرف زدن با هموطنان؛ مخصوصا آنهایی كه سالهاست دور از وطن زندگی میكنند و قلبشان برای این آب و خاك میتپد. نگران نبودم كه آنها موافق من هستند یا مخالف. حرفم را قبول دارند یا نه؛ مهم آن بود كه من هم میتوانستم حرفم را بزنم، بنویسم. با آنها درددل كنم. دغدغههایم را بگویم. فكرم را منتقل كنم؛ كه مثلا من هم حرف دارم، برای حرفهایم دلیل دارم، برهان دارم. در بوق و کرنا کرده بودند که در بالاترین دموكراسی حاكم است و همه آدمها با هر عقیده و فكری میتوانند آنجا حرفشان را بزنند و در برقراری و پیشرفت این دموكراسی نقش داشته باشند. اما آیا واقعا در بالاترین دموكراسی جاری است و حقیقت دارد؟ اصلا آیا تا حالا دموكراسی تحمل شنیدن حرف مردم دنیای واقعی را داشته كه به دنیای مجازیاش اعتماد كنیم؟ میگویند جامعه مجازی با واقعیت فرق دارد. این حرف را در بالاترین به بهترین شكل ممكن میتوان فهمید. اگر كسی بر این باور است كه بالاترین میدان و عرصه گفتگوست و دیگران را میشود با نوشتن و آوردن دلیل، قانع كرد و یا قانع شد؛ اشتباه میكند. قصد توهین به كاربرانش را ندارم، اما مطمئنم كه ماندن و نفس كشیدن و وقت گذاشتن در بالاترین یعنی چشم بستن بر واقعیات جامعه، فراموش كردن دردهای جامعه، جدا شدن از متن جامعه و سرگرم شدن با آدمهایی كه در آنسوی كره خاكی مشغول خندیدن به ما و جامعه ما هستند! خوشحالم كه لااقل خودم این حباب نازك و پوچ توهم را تركاندم. عطایش را به لقایش بخشیدم. دیگر نه حرص مثبتهای لینكم را میخورم، نه نگران منفی «توهینآمیز» و «غیرواقعی» و «تیتر یا توضیح نامناسب» كاربران بالاترین هستم! و نه نگران داغ شدن تحلیلهای سیاسی رادیو فردا و رادیو آمریكا و ادوارنیوز وبی بی سی و روز آنلاین. خوب چه انتظاری میتوان داشت از آدمهایی كه مغزشان را در اختیار باطبی ها، مسعود رجوی ها، رضا پهلوی ها، شیرین عبادی ها و یا امثال هخا قرارداده اند؟ چه انتظاری باید داشت از دختران دلشكستهای كه برای مظلومیت كشتههای برجهای دوقلوی آمریكا شمع روشن میكنند و مثل شمع گریه میكنند اما هرگز مظلومیت شهدای كشورشان را نمیفهمند؟ چه انتظاری باید داشت از آدمهایی که فقط میخواهند از رفتن مظلومانه ی ندا استفاده ی ابزاری خود را بکنند بی آنکه ذرهه ای برای خود ندای بیچاره دل بسوزانند؟ چه انتظاری باید داشت از آدمهایی كه به كبوتران صلحطلب آمریكایی التماس میكنند كه بیایید و خانه ما را نابود كنید! چه انتظاری باید داشت از آدمهایی كه چشمشان را بر چند قرن جنایت، غارت، تجاوز، آدمكشی و نسلكشی همانها میبندند و دفاع مقدس و مظلومانه ایرانیان را در برابر غارتگران دنیا، جنگ طلبی میدانند؟ چه انتظاری میتوان داشت از آنهایی كه حتی یادآوری آن روزهای دردناك را هم به جنگدوستی و جنگطلبی ملت ایران تفسیر میكنند؟ … نمیدانم این روزها چقدر به آنجا سر میزنید ولی حتما شما هم هم به این باور رسیده اید که در بالاترین به نوعی دیکتاتوری دین ستیزها جریان داره. تو حتی حق نداری حرف از اعتقاداتت بزنی و همین کافیست تا شب به که خسته به خانه باز میگردی هتاکانه ترین و شدید الحن ترین ایمیل ها را ببینی و صبر پیشه کنید. باور كنید اینجا گردابی بيش نيست. جایی برای سرگرم كردن ما، جايي براي وقت تلف كردن ما. جایی برای زندانی شدن و پنهان شدن. جایی كه خودت را سرگرم آدمهایی حبابنشین كنی و حتی نتوانی آن حباب نازك خیال و توهمشان را هم پاره كنی! حصارهای بالاترین آنقدر بلند هستند كه مانع دیدن و نفس كشیدن آدمها بشوند. آنقدر بلند هستند كه چشمهایت را ببندند و مانع دیدنت شوند، كه جلوی پایت ، نه، حتی زیر پایت را هم نبینی.طراحان بالاترين، به بهترين شكل ممكن به اهداف خود رسيدهاند. هم با سرگرم كردن عدهاي كه گمان ميكنند با نوشتن و راي دادن و داغ كردن يك لينك، دارند جمهوري اسلامي را سرنگون ميكنند و هم با سرگرم كردن آنهايي كه فكر مي كنند با منفي دادن به آن لينكها، با كفر و استكبار مبارزه ميكنند! خواهش می کنم این حرف ها را فقظ یک بار بی تعصب بخوانید و بینی و بین الله قضاوت کنید که آیا این حرف ها دروغ است؟
یا حق بزرگترین کودتا بر ضد جمهوری اسلامی ایران در حالی در روز 18 تیر شکست سنگینش کامل شد که هنوز ابعاد زیادی از قضیه پنهان مانده است.این کودتا که حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری زمزمه های آن به گوش می رسید با اتحاد و همکاری آشکار و نهان 10 ها گروهک ضد انقلاب و ضد اسلام که با پشتیبانی انگلیس و آمریکا شکل گرفت و با وسیله و ابزار دست قرار دادن موسوی و اصلاح طلبان قصد داشت کل نظام را به بهانه تقلب در انتخابات ساقط کند. مهمترین روشهایی که در این کودتا استفاده شده و همه آنها یکی پس از دیگری به شکست انجامید عبارتست از: دوم:هجمه های رسانه ای و دیپلماتیک از خارج سوم:دعوت از کشورهای مختلف به احضار سفرایشان از ایران چهارم:بازی با احساسات مردم با استفاده از قتل دیگران و فیلمبرداری و پخش آن از شبکه های مختلف پنجم:ترغیب مردم به اعتصاب عمومی ششم:دعوت به مصرف بیش از حد برق برای قطع آن هفتم:درخواست از علما برای محکومیت انتخابات هشتم:تشویق به هک و حمله به سایتهای طرفدار نظام یا حق خیلی دعایم کنیم. این روزهای زیبا رو تبریک میگویم. *دانلود: کیفیت و سایز بالا(حجم:874 کیلو بایت) کیفیت و سایز معمولی(حجم:373کیلوبایت) -کلیک راست و save target as یا علی بچه ها فیلم کشته شدن ندا آقا سلطان رو دیدین؟ این قضیه ندا خیلی مشکوک میزنه! تو منطقه ای که ندا رو کشتن اصلا درگیری نبود! سر و صدایی نبود! ملت تو خیابون آزادی بودن براش از درگاه خدا آرزوی غفران میکنم. و تاثر خودم رو ابراز میدارم. محسن رضايي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در نامهاي به دبير شوراي نگهبان، انتخابات 22 خرداد را حماسهاي بي نظير خواند و انصراف خود را از پيگيري شكايتهاي مطرح شده پيرامون نحوه شمارش آراء اعلام كرد. + به نظر من این حرکت معنی خاصی باید داشته باشد در دنیای پر التهاب سیاسی امروز ایران. به نظر شما چی؟ شما خودتان قضاوت کنید

«آقای احمدی نژاد که در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری با ۲۴.۵ ملیون رأی برای بار دوم به عنوان رئیس حمهور ایران انتخاب شد امروز در جلسه هیئت دولت در مشهد مقدس "اسفندیار رحیم مشایی" را با ارتقاء سمت به عنوان معاون اول خود معرفی کرد... ظاهرا" آقای احمدی نژاد، صحبتهای ننگین این شازده را در مورد برادری با ملت اسراییل که موجب اعتراض مقام معظم رهبری و علما و همه دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی شد فراموش کرده اند!!! ما، حامیان آقای احمدی نژاد در انتخابات، یادمان هست که به خاطر حضور آقای مشایی در دولت نهم چه زخم زبانهایی را از جانب کسانی که هیچ رابطه ای با انفلاب و نظام ندارند تحمل کردیم، اما پشت رئیس جمهور مردمی را در مصاف با رقبای تمامیت خواهش خالی نکردیم... این انتقادی است که به آقای احمدی نژاد وارد است... من به حامیان نظام و طرفداران احمدی نژاد در انتخابات توصیه میکنم که نگذارید گوی انتقاد سازنده و دوستانه از دولتی که با رای من و شما سرکار آمده را، عده ای بربایند که از آن به عنوان ابزاری برای تخریب دولت اصولگرا استفاده کنند... امروز وظیفه من و شماست که از رئیس جمهورمان بخواهیم دولت عدالت را از حضور بی خردانی که وجود آرمانهای امام و انقلاب را در این دولت خدمتگزار زیر سوال برده اند عاری و مصون کند... بدانید و آگاه باشید که اگر به این امر معترض نباشید، چند روز دیگر در برابر گرگانی که در لباس میش روبرویمان می ایستند توجیهی برای سکوتمان نداریم... که حضرت باریتعالی چقدر زیبا در انتهای سوره فتح میفرماید: "محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم"


که با توجه به آنچه که دیروز دیدیم حتی بی.بی.سی هم از نبود خبر به دشمنی با این جنبش دروغین متهم شد. همان جنبشی که تا دیروز یارشان بود و امروز هم هست. اما انقدر دیروز سرد و بی بخار ماند که بی.بی.سی . جی ۸ دیدند هیچ رقمه حتی دروغسازی ممکن نیست. این از ضعف های یک جنبش است(جنبشی که از جنبش صدا کردنش شرمسارم)که بخواهد نشستن یک شاپرک روی رییس جمهور را انقدر بزرگ کند و با زبان بی زبانی بگوید به پیسی خورده ایم. و شکر خدا را که به یاری خداوند شکست قطعی و سنگین نصیب ضد انقلاب و کشورهای ضد ایران شد.


خبری از صدای گلوله نبود همین که از ماشینش پیاده شد و چند قدم اومد افتاد زمین
به نظر من شاید! البته میگم شاید!! تسویه حساب شخصی باشه. یا شایدم یه طرح از قبل برنامه ریزی شده باشه.
دو نفر هم که از قبل با دوربین آماده بودن و سریع، شروع به فیلم برداری کردن.
بعضیا هم بهره برداری سیاسی خودشونو دارن میکنن.
مخصوصا آدم وقتي شک اش بيشتر ميشه که ويدئو اين حادثه به سرعت و به صورت گسترده در اينترنت پخش شده ... بلافاصله عکس و بيوگرافي اين خانم منتشر شد و...
والا چرا از اون مادر و دختر بیچاره که تو مهدکودک کشتن هیچ کس دفاع نمی کنه؟ (لينک خبر)
چون پدر و همسر داغدارش از سر ناراحتی گله از میر حسین و تظاهرات کرده بود؟
ابراهیم رجب پورو میگم.
خدا بخیر کنه تو این هیرو بیری هر کس میخواد دق دل خودشو خالی کنه.

متن نامه رضايي به دبير شوراي نگهبان به شرح زير است:
حضرت آيت الله جنتي
دبير محترم شوراي نگهبان
سلام عليكم؛
احتراماً به استحضار ميرساند؛ طبق روال قانوني، دغدغهها و شكايات مربوط به انتخابات 22 خرداد را كه حماسهاي بي نظير و نمود بارز مردمسالاري ديني در نظام مقدس جمهوري اسلامي بود، در روزهاي گذشته به آن نهاد محترم كه مرجع رسيدگي قانوني به شكايات است، منعكس نموده و در اين پيگيري نيز جدي بودم. اما با توجه به محدوديت زماني، اكنون كه وضعيت سياسي - امنيتي و اجتماعي كشور وارد شرايط حساس و تعيين كنندهاي شده كه از نتايج انتخابات مهمتر ميباشد، لذا وظيفه ميدانم خود و ديگران را به كنترل وضعيت فعلي ترغيب نمايم و از آنجا كه عهدي با خداي خود بستهام تا همواره سربازي فداكار براي انقلاب اسلامي، رهبري و مردم باشم، بدينوسيله انصراف خود را از پيگيري شكايتهاي مطرح شده اعلام ميدارم.
محسن رضايي


