X
تبلیغات
کوچه بن بست و بی انتها



















کوچه بن بست و بی انتها

The infinite and dead end road of life

      اگر چه روزهاي پاياني سال، معمولاً روزهاي بي خبر يا کم خبر است، ليکن سه شنبه آخر سال 87، تبديل به آتشين ترين روز سال براي برخي سياسيون، به ويژه اصلاح‌طلبان شد.
خبر انصراف رسمي آقاي خاتمي (رئيس جمهور سابق) در حالي روي تلکس خبرگزاري‌‌‌ها قرار گرفت که از يکي دو روز گذشته زمزمه هايي از تصميم ايشان مبني بر کناره‌گيري از صحنه انتخابات به گوش مي‌رسيد.
نگارنده اين سطور اگرچه نمي‌تواند -و نمي‌خواهد- تأسف و ناراحتي خود را از اين تصميم آقاي خاتمي اعلام کند، ليکن معتقد است که تصميم آقاي خاتمي مبني بر کناره‌گيري از انتخابات رياست جمهوري، نه اعجاب انگيز است و نه غير منتظره.
1- چرا حيف که خاتمي رفت؟
نگاهي گذرا به 8 سال حضور آقاي خاتمي در رأس هرم اجرايي کشور، به روشني گوياي فضاي سنگين و غيرقابل انکار تبليغاتي و رسانه‌اي حاميان راديکال آقاي خاتمي -بخوانيد دوم‌خردادي‌ها- عليه هر آنکه با او (خاتمي) نبود، است.
سال‌هايي که کوچکترين انتقاد به آقاي خاتمي و سؤال از ايشان، به عنوان مقابله با اکثريت مردم! خشونت‌طلبي! اقتدارگرايي! خشک مغزي! فاشيسم! و صدها عبارت ديگر معرفي مي‌شد و اينگونه بود که شعار زنده باد مخالف من، تنها پنبه‌اي بود براي بريدن ...
سال‌هاي بين 76 تا 84 از يک سو همراه بود با وارد شدن بي حد و حصر اتهامات و حمله‌هاي بي پايان به امام خميني(ره)، انقلاب اسلامي، مردم و اسلام از سوي برخي منتسبان به اصلاح‌طلبان و رسانه‌هايشان و از سوي ديگر تبديل شدن برخي جايگاه‌ها و نهادهاي دولتي به اتاق فکر و عمليات عليه نظام، منافع و امنيت ملي.
اگر چه شوربختانه در اين مجال، امکان واکاوي و بازخواني آن سال‌ها وجود ندارد تا اندکي از زواياي پنهان و کدر استفاده ابزاري و ناجوانمردانه از واژه‌هاي عزيزي همچون آزادي بيان و انديشه، مردم سالاري، اخلاق مداري، صداقت و... را بيشتر مورد بررسي قرار دهيم، ولي آنچه مايه تأسف نگارنده از انصراف آقاي خاتمي از حضور در انتخابات شد، از دست رفتن فرصتي گران بها و کم نظير بود براي اينکه:
اولاًکاش آقاي خاتمي مي‌ماند تا پاسخ صدها و شايد هزاران سوال بي‌جواب دانشگاهيان و نخبگاني را بدهد که روزي آنان را در دانشگاه تهران بي‌ادب! خواند و به بيرون انداختن! تهديد کرد.
پاسخ به اين سوال که بالاخره تلقي و قرائت و برداشت ايشان از خط امام(ره) و انقلاب چيست؟ و چه بود که در مقابل آن همه هتاکي‌‌ها و لجن پراکني‌ها نه تنها سکوت کرد بلکه...
پاسخ به اين سوال که مردم و مردم‌سالاري در قاموس ايشان چه تعريفي دارد که به محض رويگرداني مردم از ايشان و دوستانشان ديگر مردم نه آن مردمِ 2 خرداد 76، که عده اي فقير فکري‌اند که احساسي رأي مي‌دهند و انتخاب مي‌کنند.
ثانياً اي کاش آقاي خاتمي مي‌آمد و در عرصه عمل مقبوليت و محبوبيت خويش را در ميان مردم به نظاره مي‌نشست. چه اينکه همچنان ميزان رأي مردم و ملت است که چند سالي است دست رد به سينه دوستان و ياران آقاي خاتمي مي‌زنند و نه نظرسنجي‌ها، شب يلداها و ميتينگ‌هاي يک سويه و فرمايشي.
آري خاتمي 88 ديگر آن خاتميِ ديکته ننوشته نيست که بتواند به راحتي سخن براند بي‌آنکه منظور و مفهوم عبارات و اصطلاحاتش را روشن و شفاف بگويد، آري انتخابات 88 مرد عمل مي‌خواهد نه...

2- چرا انصراف آقاي خاتمي غير منتظره نبود؟
ترديد، شايد مفهومي است که از سال‌ها قبل با آقاي خاتمي عجين شده. اينکه ريشه‌هاي روان‌شناختي اين ترديد در ايشان چيست نه در تخصص نگارنده است و نه ارتباطي به بحث حاضر دارد، ليکن اغلب کارشناسان -چه موافق و چه منتقد- از همان روز اول که آقاي خاتمي اعلام حضور کردند، ماندن ايشان در عرصه انتخابات را با اما و اگرهاي جدي مواجه مي‌دانستند، به ويژه آنکه در ميانه راه آقاي ميرحسين موسوي نيز به قافله انتخابات 88 پيوست و بر طبل رقابت کوبيد.
رقابت توأمان آقاي خاتمي در درون جبهه اصلاحات با آقايان موسوي و کروبي از يک سو و مبارزه تمام عيار با آقاي احمد‌ي‌نژاد که در قطب گفتمانيِ مقابل آقاي خاتمي قرار دارد از سوي ديگر، روياي انتخابات 88 را براي آقاي خاتمي به واقعيتي عيني بدل نمود که صرفاً با ابزارها و رويکردهاي سانتيمانتاليسمي! امکان حضور در آن وجود نداشت. اين حقيقتي است که مواجهه با آن نياز به واقع بيني، شفافيت و عمل گرايي دارد.
آقاي خاتمي به کرات به دوستان و منتقدان خود ثابت کرده که مرد روزهاي سخت و نفس گير، چه در عرصه داخلي و چه در عرصه بين‌المللي نيست و شنا کردن در استخر را به مراتب بيش از دريا- به ويژه آنکه طوفاني و مواج باشد- ترجيح مي‌دهد!
اين حقيقتي است که جايگاه آقاي خاتمي را شديدتر از همه، در نزد هواداران ايشان متزلزل مي‌کند.

نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 5:52 AM توسط ابن الرضا| |