X
تبلیغات
کوچه بن بست و بی انتها



















کوچه بن بست و بی انتها

The infinite and dead end road of life

 

 

سلام
قبل از هر حرفی عذر خواهی میکنم بابت غیبت یک ماه و نیمه ام بعد از ماه رمضان پر ماجرای امسالم که تفسیر آن را به پست بعد موکول میکنم.برمیگردم به بحث خودمون.چند شب پیش داشتم برنامه ی گلشیفته ی فراهانی رو میدیدم.بر عکس انتظارم که شادی از حضور یک ایرانی در هالیوود، کلی غصه خوردم....که زهی خیال باطل
تصمیم ندارم بخاطر بی حجابی گلشیفته از وی ایراد بگیرم. این همه بازیگر هر سال از کشور خارج می شوند و بدون روسری می چرخند و حتی عکس هم میگیرند، اما دوباره به کشورشان بر می گردند و ایفای نقش می کنند.
گلشیفته هم می توانست مثل یک بانوی باشخصیت در مراسم فرش قرمز هالیوود، جلوی دوربین قرار بگیرد. بدون روسری و بدون حجاب؛ همانطور که دلش می خواست. اما نه با آن پوشش حیرت انگیز و نیمه عریان!
گلشیفته می توانست به هزاران هوادار مذهبی خود احترام بگذارد و حداقل در اولین نظر، اینگونه زننده ظاهر نشود.
گلی می توانست آنگونه که انتظار هر ایرانی بود جلوی دوربین ها ظاهر شود. نه اینکه مثل کودکان دبستانی که روز اول مدرسه جلوی دوربین ها پا به پا می کنند، عکس بگیرد.
گلی می توانست کمی “شجاع″ باشد. می توانست بجای آن که از ترس کم نیاوردن”همرنگ جماعت” هالیوودی شود، با یک پوشش مناسب، متفاوت باشد ولی به گذشته اش پشت پا نزند. طنز روزگار است که برخی، نیمه برهنه شدن گلشیفته را “شجاعت” می خوانند و او را بخاطر این عمل شجاعانه تحسین می کنند! گویی آن که معمولا “ترسوها” همرنگ جماعت می شوند.
“با حجاب بودن” گلشیفته در آن جمع، “شجاعت” می خواست، نه بی حجابی و لباس نیمه عریان داشتن و همرنگ جماعت شدن!
خیلی دلم می خواست بدانم مرحوم ملاقلی پور اگر زنده بود، با دیدن پوشش جدید قهرمان “میم مثل مادر”ش، چه احساسی داشت.
گلی برای رفتن به هالیوود، قید پوشش ایرانی اش را زد. احتمالا تا چند وقت دیگر با پذیرش پیشنهادات جدید، قید فرهنگ ایرانی را هم خواهد زد. کیست که نداند هالیوود تصویری بهتر از “بدون دخترم هرگز″ و “سنگسار ثریا.م” از ایران نشان نخواهد داد.
ای کاش گلی در تست بازیگری “شاهزاده پارس″ هم شرکت می کرد و بخاطر از دست دادن این فیلم، حسرت نمی خورد. ای کاش مقامات، پاسپورتش را برای جلوگیری از ایفای نقش در این فیلم ضد ایرانی ضبط نمی کردند. ای کاش گلی آب پاک را بر پیشینه فرهنگی و ملی خود می ریخت تا زودتر و سریعتر پله های ترقی را طی کند و به قول خودش، به “قله های هالیوود” برسد!
گذشتن از روی فرش قرمز هالیوود، گذشتن از این آب و خاک بود. این، مانیفست هالیوود است و حتی اگر گلشیفته تا کنون متوجه این موضوع نشده، به زودی خواهد فهمید. حالا هزار بار هم بگوید که “من عاشق ایرانم” و “ایران را خیلی دوست دارم”و این حرف های تکراری؛ کارگردان چشم آبی آنطور که می خواهد از بازیگرش بازی میگیرد.
گلی قید روسری و مانتویش را زد. قطعا همسرش هم قید گیوه هایش را زده است. فرش قرمز جای گیوه پوشان نیست. مگر نمی بینید با چه ذوق و شوقی اطراف دوربین گزارشگر می پلکد و چشمانش برق می زند؟ چند وقت دیگرمحاسن و شال و یاهو کشیدن و علی علی گفتن هم از یادش می رود. درست مثل گیوه هایش. هالیوود،امین مهدوی بدون گیوه را بیشتر می پسندد.
همه ما باید بپذیریم؛ گلشیفته تمام شد. خیلی زود هم تمام شد.
دخترک سینمای ایران نفهمید که تا زمانی که در وطن بود، گلشیفته بود. الان دیگر گلشیفته نیست، و به قول فاکس نیوز بهتر است که “گلدی فرهی” باشد. بالاخره کسی که می خواهد هالیوودی شود، باید اسم هالیوودی هم داشته باشد. با اسم و فامیل ایرانی که نمی شود هالیوودی شد!
گلی سینمای ایران تمام شد.
خیلی هنر داشته باشد سی سال دیگر می شود یکی مثل شهره آغذاشلوی "سنگسار ثریا.م"
والسلام.

با دلی گرفته و مملو از اندوه خیانت ها( البته نا صد ها درجه بد تر از این رو از خودی ترها دیده ایم -چه توقعی از فراهانی ها...و

مهدی....آبان و اکتبر 87و2008

اتاوا-شهری آرام و به ظاهر متروک

منبع فعالیت:یاهوی 360 درجه

نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 5:4 AM توسط ابن الرضا| |