|
The infinite and dead end road of life
|

سلام رفقا!
می گذرند روزها و دل بی امان در گذر این ایام احساس جاماندگی میکند از آنانکه این شبها و روزها در سرزمین حجاز در طواف کعبه و زیارت مدینه ی منوره اند....
در حسرت اشک هایی که از گوشه ی چشمان هر کسی در غربت بقیع جاری میشود...
در حسرت کربلا...
و از همین الان قریب به چهل شب تا عاشورا بیش نمانده تا ذبح عظیم...تا صبر و تا زینب کبری (سلام الله علیها)
اما امشب به روایتی شب عروسی مولای عشق امیرالمومنین(ع) و مادر سادات سیده خاتون بهشتیان حضرت فاطمه(س) است
رفقا!
بیاید از امشب تا عاشورا که چهل شب مانده هر کس که دوست دارد چهله ی زیارت عاشورا بگیرد....امشب وقتشه
بسم الله....یا حسین
االهم عجل فی فرج ....
۳۰ روز تا دهه ی وصال ... تا محرم


دیدن مصاحبه ی اخیر میرحسین موسوی با سایت کلمه مهمترین مشوق برا قلم زدن این متن بود
سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانه ی جنگ جمل.
عده ای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیده اند، «پیراهن عثمان» را
عَلَم کرده اند برای انتقامجویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمیخواهد
وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و میگوید «باید از آن کناره گرفت»!
امیر مومنان -علیهالسلام- در نامهای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را
تبیین میکند:
...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ
اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ
جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ
حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي
نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)
...حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر میکنی، بلکه حادثهی بسیار
بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختیهای آن را هموار کرد، و پیمودن
راههای سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار
خویش باش، و سهم و بهرهات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره
گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...
یک - وجود
قدیمها هم عده ای تحلیلها و هشدارهای بصیرتمند را توهم توطئه میدانستند!
...اِنَّ الْفِتَنَ اِذا اَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ
نَبَّهَتْ. يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرات. يَحُمْنَ
حَوْمَ الرِّياحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً... (نهج
البلاغه / خطبه 93)
...فتنه ها آنگاه كه روی آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت
چنانكه هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آيند شناخته نمیشوند، و چون
میگذرند، مورد شناسايی قرار میگيرند، فتنه ها چون گردبادها میچرخند، از
همه جا عبور میكنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرينند و از برخی شهرها
میگذرند...
انعکاس یک
بعضی هنوز هم عمق فتنه ای که اتفاق افتاد را متوجه نشده اند و آن را
موضوعی پیش پا افتاده میدانند که خیلی راحت تر از اینها میتوانست حل شود!
شاید اگر با مدیریت و تدبیر بی نظیر رهبر انقلاب، کمر این فتنه ی عظیم
نمیشکست، امروز نیاز به توضیحی در این باب نبود و همه آن را قبول داشتند!
و قاعدتاً ما هم در این نوشته از «جمهوری اسلامی» با فعل ماضی بعید یاد
میکردیم!
به نظر میرسد همین سرگردانی «خواص» در تشخیص مختصات این فتنه، بهترین دلیل
است برای عمق و پیچیدگی آن. آفتاب آمد دلیل آفتاب! اجرای موبه موی
دستورالعمل های مشخص انقلاب رنگی چیزی نیست که بتوان آن را اتفاقی دانست.
آنچه بعد از انتخابات 22 خرداد رخ داد، مطابق همان سناریوی وارداتی و
کاملاً قابل پیشبینی بود. چنانکه چند روز قبل از انتخابات در نامه ای
سرگشاده به مهندس موسوی، پس از برشمردن شواهد و قرائن اجرای این پروژه در
کشورمان،خردمندان جامعه وقایع پس از انتخابات را پیش بینی کرده بودند:
«...مطالعه ی پروژه ی آمریکایی انقلاب مخملی در گرجستان و اوکراین، حاکی
از تطابق نشانه های فوق الذکر با روند این انقلابها دارد. و حتی صحبتهایی
از رابطه ی برخی طراحان این برنامه ها در کشور، با بنیاد آمریکایی سوروس
-که مجری انقلابهای مخملی در جهان است- وجود دارد... جناب آقای مهندس
موسوی! میتوان حدس زد که این فرایند چه هدفی را دنبال میکند و به کجا می
انجامد. جریانی سعی دارد در صورتی که مردم ایران کسی جز جنابعالی را برای
خدمت در مسند ریاست جمهوری دهم انتخاب نمایند، کشور را دچار آشوب و ناامنی
کرده، و اهداف مخالفان نظام را تحقق بخشد... از شما که بارها پیروی خود از
خط امام را اعلام نموده اید، انتظار میرود با محکوم کردن اقدامات آشوب
طلبانه این جریان، و نفی قاطعانه ی القائات دشمن پیرامون عدم سلامت
انتخابات، نگرانی موجود در بین ملت ایران را به طور کلی رفع نمایید. هرچند
همه میدانند که نظام اسلامی امروز بسیار مستحکمتر از آن است که این قبیل
اقدامات بتواند خللی در آن ایجاد کند» (نامه ی سرگشاده ی بسیج دانشجویی
دانشگاه امیرکبیر - 19 خرداد 88).
دو - ماهیت
منشأ فتنه کجاست؟ و چه سیری را میپیماید؟
اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ (نهج البلاغه / خطبه 50)
همواره آغاز پديد آمدن فتنهها، پیروی از هوای نفس، و بدعتگذاری در احكام است.
...تَبْدَأُ فى مَدارِجَ خَفِيَّة، وَ تَؤُولُ اِلى فَظاعَة جَلِيَّة.
شِبابُها كَشِبابِ الْغُلامِ، وَ آثارُها كَآثارِ السَّلامِ (نهج البلاغه
/ خطبه 151)
... [فتنه] به رهگذرهای ناپيدا درآيد، و به زشتی و رسوايی انجامد، آغازش
چون دوران جوانی خوش و دلربا، و آثارش چون آثار باقيمانده بر سنگ خارا زشت
و ديرپاست.
انعکاس دو
نامزد شکست خورده ی انتخابات در همان شب روز رأی گیری و قبل از آنکه
صندوقها برای شمارش آرا باز شده باشند، خبرنگاران را دعوت، و -با کمال
شگفتی- اعلام پیروزی قطعی در انتخابات میکند! روز بعد که آراء صندوقها
شمارش و اعلام میشوند، آشوبها در تهران شروع میشود. اعلام ریز آراء
صندوقها -برای اولین بار در تاریخ انتخاباتهای کشور- فرصتی بی بدیل را
فراهم میسازد برای شناسایی و رسیدگی به کوچکترین ادعاهای تخلف. اما راه
اعتراض قانونی را به صرفه نمیبینند! کلی گویی را پیش میگیرند که تنها چاره
است برای مشخص نشدن واقعیت! حتی هنوز که چندماه از انتخابات گذشته، از
شواهد دقیق و قابل بررسی ادعاهای تقلب و لیستی از این صندوقهای مورد
اعتراض خبری نیست. قبول نکردن شکست توسط کسی، انتقام از نظام به خاطر
احساس بی آبرو شدن -درست یا غلط- توسط کسی، و... هواهای نفسانی است که
قطعاً عاملی اساسی در این حوادث بوده است. اما اینها همه -دانسته یا
ندانسته- قطعات پازل کسی دیگر بودند. «هوای بزرگ» را باید جای دیگری جستجو
کرد؛ نزد «شیطان بزرگ»، که دشمنی اش با نظام جمهوری اسلامی -این ثمره ی
همه مجاهدتهای انبیا و اولیا در طول تاریخ- امری است روشن و غیرقابل
تردید. ریشه ی طراحی این سناریوی پیچیده را نیز باید در ظهور جمهوری
اسلامی به عنوان قطب جدید قدرت در تعاملات جهانی جستجو کرد. ایران -این
جوان سرکش در برابر حاکمان خودخوانده ی جهان- باید جوری متوقف میشد، چون
علیرغم تمام فشارها و تحریمها، در زورآزمایی پرونده ی هسته ای در برابر
تمام قدرتمندان جهان، بدون عقب نشینی پیروز شده بود. زمین بازی اش دیگر نه
خیابانهای تهران، که عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و آمریکای لاتین،
و حتی خود آمریکا (مثلاً: دانشگاه کلمبیا) بود! تهدیدات جدی نظامی در سال
87 تسلیم اش نکرده بود. حتی اراده اش در جنگ غزه (دی ماه 87) بر اراده ی
تمام «دنیا» چربیده بود؛ نبردی که –بعد از شکست سنگین در جنگ با حزبالله
لبنان- در واقع دومین جنگ جهان غرب (و حکّام خائن عربی تابعشان) در این
چند سال اخیر بود با شاخه ای از درخت انقلاب، پس از ناامیدیشان از امکان
پیروزی در جنگ نظامی با تنه ی اصلی این درخت تنومند. همه ی اینها را اضافه
کنید به پیشرفتهای چشمگیر ایران در حوزه های مختلف، و نیز اقبال پیوسته ی
ملت ایران در انتخاباتهای اخیر به جریاناتی که به آرمانهای انقلاب اسلامی
نزدیکتر و به دشمنی با مستکبران مصرترند. راهی دیگر برای مقابله با ایران
باید تجربه میشد... موسسه ی تحقیقات استراتژیک دموکراتهای آمریکا در گزارش
خود پس از بررسی تفصیلی و دقیق تمام راههای ممکن، به سوال «Which Path to
Persia?»، این طور جواب داد : «انقلاب مخملی»!
سه - فایده
... آمده اند پیش رسول خدا :
...وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی (سوره توبه / آیه 49)
بعضی از آنها میگویند: «به من اجازه بده به جنگ نیایم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مینداز!».
این حرف منافقان است! اما عالم را سنتی دیگر است:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا
یفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ
اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ (سوره عنکبوت /
آیات 2و3)
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها
میشوند و در فتنه (آزمایش) نخواهند شد؟! ما کسانی را که پیش از آنان بودند
را مورد «فتنه» (آزمایش) قرار دادیم (و اینها را نیز امتحان میکنیم)؛ باید
علم خدا درباره کسانی که راست میگویند و کسانی که دروغ میگویند تحقق یابد!
انعکاس سه
علمای لغت نوشته اند: «در اصل، فتنه به معني گداختن زر در بوته است براي
به دست آوردن عيار آن». هر ماده را در آتش «فتنه»، آستانه ی تحملی است
-چنانکه هر انسان را-. طلای ناخالص را در آتش میبرند تا ناخالصیهایش -که
تاب کمتری دارند در مقابل حرارت- ذوب شوند و فلز، کوچکتر ولی خالصتر گردد.
انقلاب اسلامی، طلای ناخالص زمانه است که این روند خالص سازی را در این 30
سال با سرعتی باورنکردنی طی کرده است. این صحنه های گوناگون و پشت سر هم
فتنه، که مرحله به مرحله مقداری از ناخالصی های «چسبیده تر» به طلای
انقلاب را از آن جدا کرد، گویی دوره ی فشرده ی روندی بوده به طول قرنها.
هر بار امتحانی پیچیده تر، آمیخته تر شدن باطل به حق، سخت تر شدن تشخیص
ظاهر و باطن دین، سقوط عده ای از خواص، و بالا رفتن عیار طلای انقلاب.
کمربندها را محکم ببندیم که این روند همچنان ادامه خواهد داشت. «با علی در
بدر بودن شرط نیست، ای مسلمان نهروان در پیش رو ست»... جدا شدن عده ای از
انقلاب، اقتضای فتنه است، و فتنه خود اقتضای گلچین شدن مردان ناب –بدون
ناخالصی-، برای آن اتفاق بزرگ آخرالزمان که تمام هویت انقلاب اسلامی زمینه
سازی برای آن است. فتنه را این طور هم باید دید؛ «او» منتظر بالا رفتن
عیار ماست...
چهار - وظیفه
جبهه را باید شناخت، که شناختن اتفاقی که در فتنه میافتد، لازمه ی تعریف صحیح مبارزه ی مقتضی است؛
...فَتَزيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقامَة، وَ تَضِلُّ رِجالٌ بَعْدَ
سَلامَة، وَ تَخْتَلِفُ الاَْهْواءُ عِنْدَ هُجُومِها، وَ تَلْتَبِسُ
الاْراءُ عِنْدَ نُجُومِها... (نهج البلاغه / خطبه 151)
...[در فتنه] قلبهايی پس از استواری میلغزند، و مردانی پس از درستی و
سلامت، گمراه میگردند، و افكار و انديشه ها به هنگام هجوم اين فتنه ها
پراكنده، و عقايد پس از آشكار شدنشان به شك و ترديد دچار میگردد...
انعکاس چهار
اعلام جنگ -مطابق قانون اساسی- از وظایف ولی فقیه و فرمانده کل قوا است. و
بودن کشور در شرایط جنگی –جنگ نرم- اعلام شده است. دنبال صدای توپ و تانک
نباشیم که جنگ نرم را مختصاتی دیگر است. باید همین سکوت را شنید و
سرزمینهای تسخیر شده توسط دشمن را آزاد کرد. کدام سرزمین؟ قلبها و ذهنهای
جمعی از مردم. هر جا یقینی به شک تبدیل شده، هر جا محبتی به بغض، هر جا
امیدی به یأس،...
یا علی

![]()
تو از خیر کوچکترین چیز ها نمی گذری،
از شر کوچکترین بدی ها هم؛
تو بهانه گیر نیستی،
به دنبال بهانه ای،
بهانه ای برای تبدیل همین خورده خوبی ها به خرمن خوبی،
بهانه ای برای نبودن همین یه خورده بدی...
اگر غیر از این بود،
معبود بی همتا،
زیبای نامنتهی،
مهر یکتا،
یازده ماه بدی را،
به یک قطره ی اشک، برآمده از آفتاب جان، در ماه برکتت نمی بخشیدی!
شهادت می دهم،
مهربان تر از تو نیست!
+پینوشت: رمضان از اسامی خداوند منان است...

بعد از اعلان آخرین تصمیمات دولت نهم در آخرین جلسه استانی هیئت دولت در آخرین سفر استانی مبنی بر تغییرات کابینه دولت دهم به برخی گمانه زنی ها چهره ی حقیقی پوشاند.سپس اولین انتقادات دلسوزانه و سازنده ی حامیان احمدی نژادکلید خورد.در پی این حرکت مفید در بین حامیان ایشان من دیشب نامه ای را به صورت ایمیل دریافت کردم که در خور توجه بود و خواندنش خالی از لطف نیست. متن نامه ی مذکور بدین شرح است:
«آقای احمدی نژاد که در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری با ۲۴.۵ ملیون رأی برای بار دوم به عنوان رئیس حمهور ایران انتخاب شد امروز در جلسه هیئت دولت در مشهد مقدس "اسفندیار رحیم مشایی" را با ارتقاء سمت به عنوان معاون اول خود معرفی کرد... ظاهرا" آقای احمدی نژاد، صحبتهای ننگین این شازده را در مورد برادری با ملت اسراییل که موجب اعتراض مقام معظم رهبری و علما و همه دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی شد فراموش کرده اند!!! ما، حامیان آقای احمدی نژاد در انتخابات، یادمان هست که به خاطر حضور آقای مشایی در دولت نهم چه زخم زبانهایی را از جانب کسانی که هیچ رابطه ای با انفلاب و نظام ندارند تحمل کردیم، اما پشت رئیس جمهور مردمی را در مصاف با رقبای تمامیت خواهش خالی نکردیم... این انتقادی است که به آقای احمدی نژاد وارد است... من به حامیان نظام و طرفداران احمدی نژاد در انتخابات توصیه میکنم که نگذارید گوی انتقاد سازنده و دوستانه از دولتی که با رای من و شما سرکار آمده را، عده ای بربایند که از آن به عنوان ابزاری برای تخریب دولت اصولگرا استفاده کنند... امروز وظیفه من و شماست که از رئیس جمهورمان بخواهیم دولت عدالت را از حضور بی خردانی که وجود آرمانهای امام و انقلاب را در این دولت خدمتگزار زیر سوال برده اند عاری و مصون کند... بدانید و آگاه باشید که اگر به این امر معترض نباشید، چند روز دیگر در برابر گرگانی که در لباس میش روبرویمان می ایستند توجیهی برای سکوتمان نداریم... که حضرت باریتعالی چقدر زیبا در انتهای سوره فتح میفرماید: "محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم"
یا علی مدد»
البته باید به دقت تحلیل شود و مورد بحث قرار گیرد که ملاک های احمدی نژاد و اولویت هایش برای چنین انتخابی چه بوده؟ و چه نقطه قوت هایی هم آقای رحیم مشایی داشته که باعث این تصمیم شده؟ به هر حال باید اذعان داشت رای به احمدی نژاد به معنی این نیست که ما بی آلایش انتقاد هامان را مطرح نکنیم و بر عکس انتقادپذیری بالای دولت احمدی نژاد یکی از دلایلی بود که به او رای دادیم. انشالله که این تصمیمات به خیر مملکت باشند.
یاحق

از روزی که با بالاترین آشنا شدم بيشتر از شش ماهی میگذرد. اوائل خیلی این ایده رو هوشمندانه میدونستم و مبدع این سایت رو تحسین میکردم. بعد تصمیم گرفتم که من هم عضوی از این خانواده باشم تا بتوانم لینک های مفیدی رو که ارزش دارند رو در اختیار دوستان بگذارم. هیچ کس دعوتنامه نداشت الا یکی از دوستان. خلاصه عضویت شروع شد. و من هم حسابی باز کزدم و شروع به فعالیت. بر اساس تفکرات، و ایمان به اینکه آزادی بیان باید در سایت هایی چون بالاترین پایه و مبنا و اساس باشد. و الان فرصت مناسبی است که بعضی از حرفهای نگفته را بزنم تا شاید …
روزي كه با «بالاترين» آشنا شدم، فكر ميكردم اينجا احتمالا فرصتي هست براي حرف زدن. حرف زدن با ديگران. حرف زدن با هموطنان؛ مخصوصا آنهایی كه سالهاست دور از وطن زندگی میكنند و قلبشان برای این آب و خاك میتپد. نگران نبودم كه آنها موافق من هستند یا مخالف. حرفم را قبول دارند یا نه؛ مهم آن بود كه من هم میتوانستم حرفم را بزنم، بنویسم. با آنها درددل كنم. دغدغههایم را بگویم. فكرم را منتقل كنم؛ كه مثلا من هم حرف دارم، برای حرفهایم دلیل دارم، برهان دارم. در بوق و کرنا کرده بودند که در بالاترین دموكراسی حاكم است و همه آدمها با هر عقیده و فكری میتوانند آنجا حرفشان را بزنند و در برقراری و پیشرفت این دموكراسی نقش داشته باشند. اما آیا واقعا در بالاترین دموكراسی جاری است و حقیقت دارد؟ اصلا آیا تا حالا دموكراسی تحمل شنیدن حرف مردم دنیای واقعی را داشته كه به دنیای مجازیاش اعتماد كنیم؟
میگویند جامعه مجازی با واقعیت فرق دارد. این حرف را در بالاترین به بهترین شكل ممكن میتوان فهمید. اگر كسی بر این باور است كه بالاترین میدان و عرصه گفتگوست و دیگران را میشود با نوشتن و آوردن دلیل، قانع كرد و یا قانع شد؛ اشتباه میكند. قصد توهین به كاربرانش را ندارم، اما مطمئنم كه ماندن و نفس كشیدن و وقت گذاشتن در بالاترین یعنی چشم بستن بر واقعیات جامعه، فراموش كردن دردهای جامعه، جدا شدن از متن جامعه و سرگرم شدن با آدمهایی كه در آنسوی كره خاكی مشغول خندیدن به ما و جامعه ما هستند!
خوشحالم كه لااقل خودم این حباب نازك و پوچ توهم را تركاندم. عطایش را به لقایش بخشیدم. دیگر نه حرص مثبتهای لینكم را میخورم، نه نگران منفی «توهینآمیز» و «غیرواقعی» و «تیتر یا توضیح نامناسب» كاربران بالاترین هستم! و نه نگران داغ شدن تحلیلهای سیاسی رادیو فردا و رادیو آمریكا و ادوارنیوز وبی بی سی و روز آنلاین. خوب چه انتظاری میتوان داشت از آدمهایی كه مغزشان را در اختیار باطبی ها، مسعود رجوی ها، رضا پهلوی ها، شیرین عبادی ها و یا امثال هخا قرارداده اند؟
چه انتظاری باید داشت از دختران دلشكستهای كه برای مظلومیت كشتههای برجهای دوقلوی آمریكا شمع روشن میكنند و مثل شمع گریه میكنند اما هرگز مظلومیت شهدای كشورشان را نمیفهمند؟ چه انتظاری باید داشت از آدمهایی که فقط میخواهند از رفتن مظلومانه ی ندا استفاده ی ابزاری خود را بکنند بی آنکه ذرهه ای برای خود ندای بیچاره دل بسوزانند؟ چه انتظاری باید داشت از آدمهایی كه به كبوتران صلحطلب آمریكایی التماس میكنند كه بیایید و خانه ما را نابود كنید! چه انتظاری باید داشت از آدمهایی كه چشمشان را بر چند قرن جنایت، غارت، تجاوز، آدمكشی و نسلكشی همانها میبندند و دفاع مقدس و مظلومانه ایرانیان را در برابر غارتگران دنیا، جنگ طلبی میدانند؟ چه انتظاری میتوان داشت از آنهایی كه حتی یادآوری آن روزهای دردناك را هم به جنگدوستی و جنگطلبی ملت ایران تفسیر میكنند؟ …
نمیدانم این روزها چقدر به آنجا سر میزنید ولی حتما شما هم هم به این باور رسیده اید که در بالاترین به نوعی دیکتاتوری دین ستیزها جریان داره. تو حتی حق نداری حرف از اعتقاداتت بزنی و همین کافیست تا شب به که خسته به خانه باز میگردی هتاکانه ترین و شدید الحن ترین ایمیل ها را ببینی و صبر پیشه کنید.
باور كنید اینجا گردابی بيش نيست. جایی برای سرگرم كردن ما، جايي براي وقت تلف كردن ما. جایی برای زندانی شدن و پنهان شدن. جایی كه خودت را سرگرم آدمهایی حبابنشین كنی و حتی نتوانی آن حباب نازك خیال و توهمشان را هم پاره كنی! حصارهای بالاترین آنقدر بلند هستند كه مانع دیدن و نفس كشیدن آدمها بشوند. آنقدر بلند هستند كه چشمهایت را ببندند و مانع دیدنت شوند، كه جلوی پایت ، نه، حتی زیر پایت را هم نبینی.طراحان بالاترين، به بهترين شكل ممكن به اهداف خود رسيدهاند. هم با سرگرم كردن عدهاي كه گمان ميكنند با نوشتن و راي دادن و داغ كردن يك لينك، دارند جمهوري اسلامي را سرنگون ميكنند و هم با سرگرم كردن آنهايي كه فكر مي كنند با منفي دادن به آن لينكها، با كفر و استكبار مبارزه ميكنند!
خواهش می کنم این حرف ها را فقظ یک بار بی تعصب بخوانید و بینی و بین الله قضاوت کنید که آیا این حرف ها دروغ است؟
یا حق

بزرگترین کودتا بر ضد جمهوری اسلامی ایران در حالی در روز 18 تیر شکست سنگینش کامل شد که هنوز ابعاد زیادی از قضیه پنهان مانده است.این کودتا که حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری زمزمه های آن به گوش می رسید با اتحاد و همکاری آشکار و نهان 10 ها گروهک ضد انقلاب و ضد اسلام که با پشتیبانی انگلیس و آمریکا شکل گرفت و با وسیله و ابزار دست قرار دادن موسوی و اصلاح طلبان قصد داشت کل نظام را به بهانه تقلب در انتخابات ساقط کند. مهمترین روشهایی که در این کودتا استفاده شده و همه آنها یکی پس از دیگری به شکست انجامید عبارتست از:
دوم:هجمه های رسانه ای و دیپلماتیک از خارج
سوم:دعوت از کشورهای مختلف به احضار سفرایشان از ایران
چهارم:بازی با احساسات مردم با استفاده از قتل دیگران و فیلمبرداری و پخش آن از شبکه های مختلف
پنجم:ترغیب مردم به اعتصاب عمومی
ششم:دعوت به مصرف بیش از حد برق برای قطع آن
هفتم:درخواست از علما برای محکومیت انتخابات
هشتم:تشویق به هک و حمله به سایتهای طرفدار نظام
که با توجه به آنچه که دیروز دیدیم حتی بی.بی.سی هم از نبود خبر به دشمنی با این جنبش دروغین متهم شد. همان جنبشی که تا دیروز یارشان بود و امروز هم هست. اما انقدر دیروز سرد و بی بخار ماند که بی.بی.سی . جی ۸ دیدند هیچ رقمه حتی دروغسازی ممکن نیست. این از ضعف های یک جنبش است(جنبشی که از جنبش صدا کردنش شرمسارم)که بخواهد نشستن یک شاپرک روی رییس جمهور را انقدر بزرگ کند و با زبان بی زبانی بگوید به پیسی خورده ایم. و شکر خدا را که به یاری خداوند شکست قطعی و سنگین نصیب ضد انقلاب و کشورهای ضد ایران شد.
یا حق
خیلی دعایم کنیم.
این روزهای زیبا رو تبریک میگویم.

*دانلود:
کیفیت و سایز بالا(حجم:874 کیلو بایت)
کیفیت و سایز معمولی(حجم:373کیلوبایت)
-کلیک راست و save target as
یا علی

بچه ها فیلم کشته شدن ندا صالحی رو دیدین؟!! این قضیه ندا خیلی مشکوک میزنه!
تو منطقه ای که ندا رو کشتن اصلا درگیری نبود! سر و صدایی نبود! ملت تو خیابون آزادی بودن
خبری از صدای گلوله نبود همین که از ماشینش پیاده شد و چند قدم اومد افتاد زمین
به نظر من شاید! البته میگم شاید!! تسویه حساب شخصی باشه. یا شایدم یه طرح از قبل برنامه ریزی شده باشه.
دو نفر هم که از قبل با دوربین آماده بودن و سریع، شروع به فیلم برداری کردن.
بعضیا هم بهره برداری سیاسی خودشونو دارن میکنن.
مخصوصا آدم وقتي شک اش بيشتر ميشه که ويدئو اين حادثه به سرعت و به صورت گسترده در اينترنت پخش شده ... بلافاصله عکس و بيوگرافي اين خانم منتشر شد و...
والا چرا از اون مادر و دختر بیچاره که تو مهدکودک کشتن هیچ کس دفاع نمی کنه؟ (لينک خبر)
چون پدر و همسر داغدارش از سر ناراحتی گله از میر حسین و تظاهرات کرده بود؟
ابراهیم رجب پورو میگم.
خدا بخیر کنه تو این هیرو بیری هر کس میخواد دق دل خودشو خالی کنه.
براش از درگاه خدا آرزوی غفران میکنم. و تاثر خودم رو ابراز میدارم.

محسن رضايي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در نامهاي به دبير شوراي نگهبان، انتخابات 22 خرداد را حماسهاي بي نظير خواند و انصراف خود را از پيگيري شكايتهاي مطرح شده پيرامون نحوه شمارش آراء اعلام كرد.
متن نامه رضايي به دبير شوراي نگهبان به شرح زير است:
حضرت آيت الله جنتي
دبير محترم شوراي نگهبان
سلام عليكم؛
احتراماً به استحضار ميرساند؛ طبق روال قانوني، دغدغهها و شكايات مربوط به انتخابات 22 خرداد را كه حماسهاي بي نظير و نمود بارز مردمسالاري ديني در نظام مقدس جمهوري اسلامي بود، در روزهاي گذشته به آن نهاد محترم كه مرجع رسيدگي قانوني به شكايات است، منعكس نموده و در اين پيگيري نيز جدي بودم. اما با توجه به محدوديت زماني، اكنون كه وضعيت سياسي - امنيتي و اجتماعي كشور وارد شرايط حساس و تعيين كنندهاي شده كه از نتايج انتخابات مهمتر ميباشد، لذا وظيفه ميدانم خود و ديگران را به كنترل وضعيت فعلي ترغيب نمايم و از آنجا كه عهدي با خداي خود بستهام تا همواره سربازي فداكار براي انقلاب اسلامي، رهبري و مردم باشم، بدينوسيله انصراف خود را از پيگيري شكايتهاي مطرح شده اعلام ميدارم.
محسن رضايي
+ به نظر من این حرکت معنی خاصی باید داشته باشد در دنیای پر التهاب سیاسی امروز ایران. به نظر شما چی؟
شما خودتان قضاوت کنید
تصویر زیر هم هدیه ی ناقابلی از این حقیر به شما.
التماس دعا

*دانلود:
کیفیت و سایز بالا(حجم:۲.۱مگابایت)
کیفیت و سایز معمولی(حجم:۳۲۷کیلوبایت)
-کلیک راست و save target as
یا علی


پیروزی حقیقت را به تمامی شما دوستان تبریک میگویم
دکتر محمود مردمی نژاد با رای ۲۴میلیونی که در تاریخ ایران بی سابقه است، رییس جمهور شدند...
این پیروزی رو به تمام شما عزیزان تبریک عرض میکنم.
یا علی